باب اول
هان!
همین است بهشت : همان جایی برای نرفتـن.
+ . پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390. 21:23  . مری مگدالن
|
اولین ِ آنها را به درختی بستند. و آخرین ِ آنها طعمه ی مورچگان می شود.
هان!
همین است بهشت : همان جایی برای نرفتـن.
مری رو آخرین بار دیدنش که جیغ می کشید. دستاشم گذاشته بود رو کفلش
می گفتن جنی شده. دورش یه خط کشیدن واستادن از دور تماشا ، مری اول لباساشو درآورد ، براش کف زدن. مری جیغ می کشید
هوووووووووو مــُــهر میخوری زنیکه ی جنده باز حامله ایی؟ بدخواب می شی بگی بره پیش زنش؟ کم میاد اینجا بساطـمونو می ریزه به هم زن لجاره ش؟ بزارش زمین چیه؟ هاون می گیری بالا سرت لات شدی! ببینم امشبم که اومد چاردست و پا خزید تو اتاقتــ ـم اینجوری شیری؟ واستا عقب تخم سگ یه قدم دیگه بیایی جلو توله هاتـ ـو به عزاتــ ..